خط عربی نخستین، اعراب و نقطه‌گذاری درست و دقیقی نداشت و در نتیجه امکان بروز‌ نادرستی در نوشتن و خواندن کلام الهی وجود داشت. پس لازم بود که این خط به سرعت به سوی دقت و زیبایی گام بردارد. از جمله کسانی که در اعراب گذاری کوفی کوشیدند، ابوالاسود دؤلی (ف 688م.) است. گفتنی است در این خط، نخست اعراب اضافه گشت و سپس نقطه‌ی حروف. چرا که ساختار زبان عربی به گونه‌ای است که تغییر حرکات حرف‌ها سبب تغییرات فاحش در معنا و مفهوم می‌شود. در نسخه‌های بازمانده از این خط به چهارگونه نشانه‌گذاری بر می‌خوریم.
الف: نوشته‌هایی که تنها اعراب دارند. اعراب در این نمونه‌ها به شکل دوایر قرمز رنگی است که اگر پایین حرف قرار گیرد، کسره است. اگر بالای حرف باشد، فتحه و اگر بالای حرف و اندکی جلوتر از حرف باشد، ضمه خوانده خواهد شد.
ب: نوشته‌هایی که دارای اعراب و نقطه است. در این نمونه‌ها نقطه‌ها با دایره‌های کوچک‌تر و اعراب با دایره‌های بزرگ تر و بیشتر رنگین، نوشته می‌شوند.
ج: نوشته‌هایی که دارای اعراب و نقطه است. به این صورت که نقطه‌ها را با خط‌های مایل (مانند اعراب امروزی) و حرکت‌ها را با دایره‌های رنگی کوچک نشان می‌دادند.
د: نوشته‌هایی که نقطه‌گذاری و اعراب در آن‌ها به شکل امروزی است.
گویا کهن‌ترین نسخه‌ی قرآن که تاریخ کتابت دارد، با شماره 162 در موزه‌ی قم نگهداری می‌شود. قرآن یاد شده منسوب کوفی و قطع خشنی است و تاریخ 198ق. دارد. قرآنی به خط ابن‌مقله (272 – 328ق) در موزه‌ی هرات و قرآن دیگری نیز به خط وی در چهارصد و سه صفحه در قطع 5/19×12 که در مکتبه‌الرضا، رامپور هند نگهداری می‌شود. همچنین قرآنی به خط علی‌بن‌هلال، ابن بواب (ف 413ق) که در تاریخ 391ق. به خط نسخ ریحانی نوشته شده و اکنون در موزه‌ی چستربیتی انگلستان نگهداری می‌گردد.
سه نمونه یاد شده نخست در نشانه‌گذاری (الف و ب و ج) در نسخه‌هایی که تا اواخر سده‌ی چهارم هجری نوشته‌شده‌است، به چشم می‌خورد. نمونه‌ی (د) در سده‌ی پنجم و پس از آن شکل گرفته و استفاده گردیده‌است. خط کوفی، پیش‌ از خط نسخ قدیم (که از صدر اسلام در نوشتار وجود داشته است) تا اواخر عصر عباسی (132 – 656ق) در گستره‌ی اقلیمی فراوانی به کار می‌رفته است. از مرزهای چین و هند تا یونان و شمال آفریقا و اسپانیا. این گستردگی جغرافیایی که در میان خط‌های اسلامی، تنها نصیب خط کوفی شد، سبب گشت تا امروزه بیش از چهل گونه از خط کوفی به جای بماند.
تنوع و گوناگونی میان شیوه‌های کوفی در کشور‌های مختلف و نیز در سده‌های متفاوت از کتابت تا کتیبه، بسیار بیش از تفاوت خط‌هایی چون رقاع و توقیع است. اما به دلیل کم بودن افراد با سواد و اهل فرهنگ، سبک‌های کوفی،‌ چنان که باید از هم متمایز نگشت و نامگذاری دقیق و شایسته‌ای نیافت. گفتنی است که همزمان با خط کوفی، خط ساده‌تری هم که آن را نسخ قدیم می‌نامند، وجود داشته که دارای حروف نازک و مدور بوده و قدمتش همچون کوفی است و نباید این خط را با خط نسخ امروزی که از خط‌های ششگانه (سته) است، اشتباه کرد. خط کوفی در کشورهای عربی تا اواخر سده‌ی ششم و گاه هفتم هجری به کار می‌رفته است. کاربرد کوفی در معماری سبب شد تا این خط تزیینات و ظرافت‌های بسیار بیابد و همین نکته سبب کندشدن نوشتار گشت و نیز خوانایی کوفی را کاهش داد. خطی که منسوخ کننده‌ی کوفی (در کتابت و نه در معماری) بود را نسخ نامیدند. این خط از نظر سرعت نوشتار و نیز خوانایی، بر کوفی برتری چشمگیری داشت و از سده‌های نخستین تا کنون به ویژه در کتابت متن‌های مقدسی چون قرآن، خط بلامنازع به شمار می‌رود.